مهدى مهريزى و على صدرايى خويى

299

ميراث حديث شيعه

باز پرسند وحق را از باطل تميز نمايند . نظم خلقت آدم براي جست وجوست * هركه جويا نيست چون نقش سبوست هر كه طالب نيست انسانش مخوان * زان كه صورت دارد امّا نيست جان چه مستقيم الأحوال ، كسى است كه بر أطوار مختلفه واقف وبر اسرار عقايد متضادّه مطّلع باشد ، تا به حكم « الأشياء إنّما تبيّن بأضدادها » آنچه طريق حقّانى است ، از طريق شيطانى ، متميّز ساخته ، بر آن ثابت بود ودر روش خويش به أقوال جهّال وافعال أهل ضلال ، گمراه نگردد ودر امر خود ، متردّد ومتزلزل نشود . بنابر اين ، نمطى از أطوار أهل حق وباطل - آنچه بيان توان كردن - « 1 » به قلم درآوريم ، تا موجب انتباهى گردد « 2 » إن شاء اللَّه تعالى « 3 » . نظم گر طالب اسرار جهانى اى دوست ! * بشنو سخن از هر كه توانى اى دوست ! چون باطل وحق جمله پياپى پى توست * مىزى پس از آن چنان كه دانى اى دوست ! اى سعادتمند ! كشف كنوز اين رموز ، آن است كه معراج قوس نزولى را كه نصف دايرهء فيض وجودي است ، مدارج فيض متنزّله « 4 » أو از احديّت به واحديّت واز آن‌جا « 5 » به عقل كل ونفس كلّ « 6 » وعالم برزخ مثالي وعرش وكرسي وأفلاك سبعه وعناصر أربعة ومواليد ثلاثة تا به مرتبهء انسان كامل كه نهايت تنزّل است ، هر كدام كه به مبدأ ، أقرب است ، تحصيل فيض از جانب أو أسهل است وبنابر اين ، انسان را در « 7 » سير

--> ( 1 ) . ف : آنچه بيان كردم . ( 2 ) . ف : تا انتباهى حاصل گردد . ( 3 ) . ف : - إن شاء اللَّه تعالى . ( 4 ) . ف : منزله . ( 5 ) . ف : اين‌جا ( 6 ) . ف : - كل . ( 7 ) . ف : - در .